معارف شيعي ـ درس چهاردهم: نماز تراويح‏

معارف شيعي ـ درس چهاردهم: نماز تراويح‏

نماز تراويح‏


اهل سنت: مشروعيت نماز تراويح را به صاحب شريعت نسبت مي‌دهند.
شيعه: ‌نماز تراويح را از بدعت‌هاي برخي صحابه مي‌دانند.

تراويح در لغت و اصطلاح‏


تراويح جمع «ترويحه»: مطلق نشستن
ترويحه در اصطلاح: هر نشستن به جهت استراحت بعد از قرائت چهار ركعت از نمازهاى مستحبى در شب‏هاى ماه رمضان. «المعجم الوسيط، ص 380؛ لسان العرب، ج 2، ص 462»

 


 پايه‌گذار نماز تروايح


مرحوم سيد شرف‏الدين (اجتهاد در مقابل نص، ص 254- 255):
«از جمله مسائلى كه عمر تشريع كرد و در مقابل‏ نص اجتهاد نمود، نماز تراويح است. زيرا اين نوع نماز را پيامبر صلى الله عليه و آله نياورده و در زمان ابى‏بكر نيز سابقه نداشت. خداوند متعال اجتماع را براى اداى نماز مستحبى به جز نماز باران نخواسته است و تنها نمازهاى واجب است كه بر جماعت خواندن آن، بسيار تأكيد شده است.
پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله نمازهاى مستحبّى ماه رمضان را فرادى‏ به جاى مى‏آورد، و مردم را نيز تشويق مى‏نمود كه آن را به جماعت نخوانند.
در زمان ابوبكر نيز تا هنگامى‏كه وى از دنيا رفت، اوضاع چنين بود و بعد از به خلافت رسيدن عمربن خطاب در سال اوّل خلافتش نيز وضع بر همين منوال بود؛ تا آن كه وى در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى با گروهى از صحابه وارد مسجد شد و ديد كه مردم نمازهاى مستحبى به جاى مى‏آورند، ولى عدّه‏اى در حال قيام، جمعى در حال ركوع، دسته‏اى در حال سجده و گروهى نيز نشسته بودند و جماعتى هم تسبيح مى‏گفتند يا قرآن تلاوت مى‏كردند ....

 


عمر از ديدن اين منظره ناخشنود شد، لذا تصميم گرفت آن را سامان دهد. از همين رو براى آنان نماز تراويح را در اوايل شب‏هاى ماه رمضان قرار داد و اعلان عمومى كرد كه همه در آن شركت كنند. سپس به شهرها و كشورها بخشنامه كرد، و در مدينه دو نفر را قرار داد تا امام جماعت در نماز تراويح باشند: يكى، براى مردان و ديگرى، براى زنان ...».


بخارى در صحيح به سندش از عبدالرحمن بن عبد قارى:
«در يكى از شب‏هاى رمضان با عمر به مسجد رفتيم، ديديم مردم دسته‏دسته و پراكنده هستند، هر كسى براى خود يا با گروه خود نماز مى‏خواند، عمر گفت: به نظر من اگر اينان به يك امام اقتدا كنند بهتر است، لذا تصميم خود را گرفته و دستور داد ابى‏بن كعب پيش‏نماز همه باشد. شبى ديگر با وى به مسجد رفتيم، ديديم مردم نمازهاى مستحبّى شب‏هاى رمضان را به جماعت مى‏خوانند. آن‏گاه عمر گفت: اين بدعت خوبى است!»
. صحيح بخارى، ج 2، ص 252؛ موطأ مالك بن انس، ص 73، كنزالعمال، ج 8، ص 408.


تصريح به بدعت گذارى

قسطلانى در شرح خود بر صحيح بخارى در شرح كلام عمر كه گفت: «اين بدعت خوبى است» مى‏نويسد:

«اين‏كه آن را بدعت دانست بدان علت است كه پيامبر دستور نداده بود تا نمازهاى مستحبّى ماه رمضان را به جماعت بخوانند، در زمان ابوبكر نيز سابقه نداشت، در اولِ شب هم نبود، و اين تعداد ركعت هم نداشت.» «ارشاد السارى، ج 5، ص 4»


ابوالوليد محمدبن‌شحنه در حوادث 23 هجرى: «... عمر نخستين كسى بود كه دستور داد مردم نماز تراويح را به جماعت بخوانند.»
سيوطىدر تاريخ الخلفا از ابى‏هلال عسكري: «عمر نخستين كسى بود كه در ماه رمضان دستور داد نماز تراويح را به جماعتبگزارند ...».
محمدبن سعد در جلد سوّم طبقات در بخش عمر: «او نخستين كسى است كه دستور داد نمازهاى شب‏هاى ماه رمضان (تراويح) را به جماعت بگزارند و به شهرها و كشورها هم بخشنامه كرد، و اين در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى بود.»
ابن عبدالبر در شرح حال عمر در الاستيعاب: «اوست كه ماه رمضان را با نماز مستحبّىِ دسته‏جمعى نورانى كرد».

«ر. ك: سيد شرف الدين، الاجتهاد و النص»


مخالفت با بدعت


ابن ابى‏شيبه از عبدالرازق: ابن عمر نماز تراويح را به جماعت نمى‏خوانده است.«المصنف، ج 5، ص 264، ح 7742»
مجاهد: «كسى نزد ابن عمر آمد و گفت: آيا در ماه رمضان نماز تراويح را به جماعت بخوانم؟ ابن عمر پرسيد: آيا مى‏توانى قرآن بخوانى؟ گفت: آرى. گفت: آيا مى‏خواهى چون درازگوش ساكت باشى؟ در خانه نماز بخوان». «همان، ح 7743»
ربيع: «شافعى نماز تراويح را با مردم نمى‏خواند، بلكه در خانه خود به جاى مى‏آورد.» «تاريخ مدينة دمشق، ج 51، ص 384»

 


لبيب السعيد: «مالك، ابويوسف و برخى شافعيان به جاى آوردنِ نماز تراويح را به صورت فرادى‏ و در خانه بهتر مى‏دانستند». «التغنّى بالقرآن، ص 117»

نهىِ پيامبر صلى الله عليه و آله از به جاى آوردن نماز مستحبى به جماعت

روايات بسيارى از پيامبرصلى الله عليه و آله  آمده که مردم نماز نافله را در خانه بجاى آورند، زيرا به اخلاص و قبولى نزديك‏تر است.


عبداللَّه بن مسعود از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال نمود: نماز مستحبّى را در خانه به جاى آوردن بهتر است يا در مسجد؟ حضرت فرمود:آيا نمى‏بينى كه خانه من چقدر به مسجد نزديك است، با اين وصف من دوست دارم كه نمازهايم را در خانه‏ام به جاى آورم، مگر اين‏كه نمازهاى واجب باشد. «الترغيب و الترهيب، ج 1، ص 379، ح 4»
پيامبر صلى الله عليه و آله: «نماز واجب را بايد در مسجد خواند و نماز مستحبى را در خانه.» «كنزالعمال، ج 8، ص 384، ح 23363»
پيامبرصلى الله عليه و آله : «بر شما باد به نماز در خانه هايتان، زيرا بهترين نماز انسان، نمازى است كه در خانه خوانده شود، مگر نمازهاى واجب.» «صحيح مسلم با شرح نووى، ج 6، ص 39؛ فتح البارى، ج 4، ص 252 و التاج الجامع للاصول، ج 2، ص 67»
اين روايات با دستور عمر بن خطاب تخصيص نمي‌خورد، زيرا تخصيص نيازمند دليل شرعي از جانب معصوم دارد.

بدعت‏

بدعت در لغت: ايجاد چيزى تازه و جديد


بدعت در اصطلاح: ورود عنصرى غيردينى در مجموعه آموزه‏هاى الهى به نام دين مى‏باشد.


رسول خدا صلى الله عليه و آله: «هر بدعتى گمراهى، و هر گمراهى در آتش است.» «كافى، ج 1، ص 57»
عبادات توقيفى است نه اختراعى، و كيفيت انجام آن از جانب شارع صادر مى‏گردد و گرنه دين دچار انحراف مي‌شود.
سيد مرتضى رحمه الله: «ما نمى‏توانيم بر اساس مصلحت سنجى، در دين نوآورى داشته باشيم، زيرا اين كار بدون هيچ اختلافى جايز نبوده و حلال نيست.» «شرح نهج البلاغه، ج 12، ص 283».



1. برخي از علماى اهل سنت: بدعت در كلام عمر به معناى لغوى است.


عدم صحت اين توجيه: معناي لغوي شامل احكام دين نمى‏شود، ولي نماز از عبادت‏هاى دينى است و نوآورى در نماز، بدعتِ اصطلاحى است.


2.دسته‏اى ديگر بدعت را به پنج قسم: حرام، مستحب، مباح، مكروه و حرام تقسيم كرده‏اند. بر اين اساس، بدعت در نماز تراويح را بدعتِ حسن دانسته‏اند.


اين تقسيم نادرست است، زيرا در اصطلاح شرع حکمي که مبناي شرعي نداشته باشد، بدعت ناميده مي‌شود که از نظر شارع حرام است.


مرحوم شهيد: «بدعت در نزد ما جز بر قسم حرام استعمال نمى‏گردد». «بحارالانوار، ج 71، ص 203»




نظرات کاربران
X
فروش اسکریپت خبرخوان کاوشگر + ارسال خودکار اخبار به کانال تلگرام
خرید و توضیحات بیشتر از لینک زیر
http://shopan.ir/?p=34